۱۰ اسفند ۱۴۰۴

هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد هم رونق زمان شما نیز بگذرد

 خامنه‌ای دیشب کشته شد. دیشب خامنه‌ای مرد. ما ساعت‌های اولیه در شوک و حیرت بودیم. کنار هم بودیم. باور نمی‌کردیم. با وحشت نگاه می‌کردیم به هم. بعد اشک‌ها کم‌کم ریخت. ترس. وحشت. ممکنه جهانی باشه که توش ما بیدار بشیم و خامنه‌ای نه. ممکنه. 

رفتیم پیش دوستان دیگرمان. زنان و مردانی که با ناباوری به هم نگاه می‌کردیم و می‌گفتیم؛ خامنه‌ای مرد. 

بعد رقصیدیم. رقصیدیم.
خواهرم برادرم پدرم مادرم؛ گوشه‌های قلبم، همه زیر بمباران تهران هستند. من دیوانه‌وار، جیغ کشیدم. رقصیدم. داد زدم خامنه‌ای مرده. رقصیدم. رقصیدیم. اشک‌هامون ریخت. برادرم زنگ زد. گفت مرد؟ گفتم مرد. گفت لاله مرد؟ گفتم مرد. گفت واقعا مرد لاله؟ گفتم مرد. گفت من رفتم دم پنجره از ته حلق فریاد زدم مردم خامنه‌ای مرده کل بکشید. گفت تمام ساختمانمان کل کشید.
جنون اگر این نیست، پس چیه؟ 

هیچ نظری موجود نیست: