Jun 23, 2014

اینتگراسیون، پنج
یکی از چیزهایی که اخیرن خیلی چشمم را گرفته و با خودم که فکر می‌کردم، به نظرم از موارد قابل توجه اینتگراسیون است، آشنایی با رژیم و دولت و سیاست‌های کشوری‌ست که آدم تویش زندگی می‌کند. بارها وقتی داریم صحبت می‌کنیم، میان نسل مهاجر جدید (من با نسل مهاجر قدیمی آمد و شدی ندارم) یک بی‌توجهی غریبی به جامعه و این‌که توی این کشور چه می‌گذرد می‌بینم. 
اگر بپرسی اسم رییس جمهور و یا حزب حاکم توی مجلس چیست نمی‌دانند. 
خیلی که خوب باشند، بلدند که یک نماینده‌ای درباره‌ی قوانین کار مهاجرها فلان چیز را گفته. اغلب اخبار منفی. این‌که نمایندگان کشور میزبان همه‌شان فاشیست و راسیست هستند. اظهارنظرهایی که آدم دوست دارد سرش را بکوبد به سنگ از شدت تعمیم. اگر دو تا سوال بپرسی، که دقیق‌تر بفهمی، می‌بینی که یک چیزی را گذری سرتیتر یک جایی خواندند یا شنیدند اما اصلن گوش نکردند که بقیه‌ش دقیقن چیست. 
مثلن فصل انتخابات است، زمین و زمان دارند درباره‌ی انتخابات حرف می‌زنند، طرف را می‌بینی، یک حرفی سر زبانت است در این‌باره، بعد واکنش؟ هیچی. می‌پرسد انتخابات چی هست حالا؟ بعد اگر اشتباهی تعجب کنی که نمی‌داند، می‌گوید حالا مگر ما حق رای داریم که باید بدانیم چه حزبی انتخاب می‌شود یا حرفشان چیست؟
بعد تو لال. 
بله من هم می‌دانم. ما توی اروپا حق رای نداریم. اما حداقل می‌شود بدانیم که دور و برمان دارد چی می‌گذرد. عجیب است.
صحبت هم که در این‌باره می‌شود، نفر اول. در همه‌ی بحث‌ها می‌خواهیم شرکت کنیم. منتها ملت که دارند، درباره‌ی سیاست واردات  حرف می‌زنند، ما بحث را می‌کشیم به مهاجرها. بابا این ملت دارند درباره‌ی واردات و اقتصاد حرف می‌زنند. یک ریز دوست داریم از خودمان حرف بزنیم. بعد هم برایمان عجیب است که خارج از دایره هستیم.
آدم نمی‌تواند به هیچ موضوعی علاقه نشان ندهد جز چیزی که برای خودش منفعت دارد، بعد فکر کند وارد حلقه‌های دیگر اجتماع می‌شود. برای من هم حقوق مهاجرها مهم است. برای من مهم است که به‌طور رسمی دانشجو جماعت اجازه‌ی کار بیش از بیست ساعت توی هفته ندارد اگر خارجی باشد. برای من هم مزخرف است که فکر می‌کنم دارم توی یک کشوری وارد دهه‌ی سی می‌شوم که بیمه بازنشستگی‌م به درد لای جرز می‌خورد اما این‌که هر جایی بنشینم فقط و فقط در این‌باره حرف بزنم هم راهش نیست. 
غرهام را زدم. 
پیشنهادم چیست؟
مثلن برای من یک راهی که با اتریش امروز و غیر ویکی‌پدیایی آشنا شدم، تماشای برنامه‌ی ویلکمن استریش بود. این برنامه یک برنامه انتقادی و در عین حال کمدی‌ست که درباره‌ی سیاست و ورزش و جامعه و موزیک و فرهنگ است. هفته‌ای یک‌بار سه‌شنبه‌ها گوش می‌کنی که چه چیزی دارد توی این مملکت اتفاق می‌افتد. در عین حال انتقاد تیز و بی‌رحمانه‌ای به همه چیز می‌شود. موزیک خوب معرفی می‌شود. ورزشکار، هنرپیشه، نویسنده و هنرمند و یواش یواش یاد می‌گیری که مرتضی ممیز اتریش کی هست.
مسلمن توی سلیقه‌ی آدم هم تاثیر می‌گذارد یک چنین چیزی اما مهم برداشتن قدم‌های کوچک است. اول آدم اطلاعات جمع می‌کند، بعد اطلاعاتش را غربال می‌کند. یک چنین برنامه‌ای امام ما نمی‌شود اما راهنمای خوبی‌ست. یک نقطه‌ی شروع است.
پیشنهاد بعدی‌م تماشا کردن استندآپ کمدی‌های آن کشور است. هم می‌خندیم، هم زبانمان بهتر می‌شود، هم درباره‌ی طبع طنز مردمان دیگر، یک چیزی یاد می‌گیریم. 
در نهایت هم روزنامه و مجله‌ی تخصصی خواندن. نه که برداریم از روی روزنامه‌ی درپیت توی مترو، طالع ماهیانه را بخوانیم، فکر کنیم که روزنامه می‌خوانیم. نه. درست روزنامه بخوانیم. بفهمیم مسائل روز کشورمان چیست. حضور داشته باشیم جایی که زندگی می‌کنیم. جنبش‌های ایران را از فیسبوک رهبری نکنیم. به جاش توی مکانی که زندگی می‌کنیم، کمی واقعن، دل‌به‌کاربده، زندگی کنیم.

6 comments:

لیلی said...

لاله به این هم فکر کن که مردم ایران انقدر سیاست زده اند که بیچاره ها شاید توی یک کشور دیگه که هستند، یک کم به خودشون استراحت میدن در این باره. یک مساله دیگه هم اینه که تو با قلی هستی و طبیعتا علاقه داری به اینکه درباره مسائل اتریش بدونی. شاید اگه پارتنرت ایرانی بود، علاقه ات کمتر میشد.

Anonymous said...

it's not very dissimilar to a lot of Iranian women both inside and outside Iran only being concerned with women/feminist aspect of ANYTHING, rather than the broad spectrum of stuff. You say football, they say women are not allowed in the stadium. You say elections, they say what about the mandatory hijab.

Just see how many women comment about economy on social media, and how many about women related issues.

Sorry for being irrelevant!!

Anonymous said...

In response to the anonymous-
I believe it is not only a true start for iranian women to start talking about non - negotiable human freedoms, but it is a good topic for men to start talking about. You don't think the fact that women issues sound feminine to men is INDEED lack of knowledge and ignorance from men side? They usually don't follow and they don't care what is happening....but they can obviously talk about Dollar to Rial balance!

مهدی said...

اتفاقا من خیلی دوست دارم یه برنامه ی مشابهی که در مورد آلمان باشه رو ببنم، اما نمیشناسم متاسفانه

samira said...

Man fekr mikonam ba dashtane partneri ke ahle oon keshvar hast adam khah nakhah keshideh mishe be samte masaey oon keshvar, siasi va gheyre. Dalilesh ham in mitooneh basheh ke dar jam' haye bishtari ke faghat moteshakel az ahalie oon keshvar hastand gharar migire va ooona gahi momkene raje be in chiza harf bezanan be khosoos zamane entekhabat va gheyre va adam ye jooraii lazem mibine ke ye chizhaii bedoone.
inkeh mohajer ha bayad dar oon jame'eh ghati beshan va integration peyda konan sare jaye khodesh dorosteh.

مانی ب. said...

سلام
راست می‌گید. این بی‌اعتنایی به محیط اطراف واقعا شگفت‌انگیز است.