Jan 30, 2008

یک چهارشنبه اصیل که می گذرد
...
چهارشنبه ای که در دفترقرمزی می نویسم شماره اش پنجاه و هفت است و دورش یک دایره می کشم
...
من که ازلرزش های شادی کوچکم ذوق زده می شوم
...
ما که خوبیم
...
من که فراموش کارم واین حال خوبم را از یاد می برم
...
او که یک چهارشنبه ی دیگر اصالتش را یادم می آورد
...

No comments: