May 24, 2008

عنوان پروژه
آیا «تاکسی مرسی»* برای سوار کردن مردها توسط زن ها است؟

مسئله پژوهش
وقتی مردی برای ماشینی که زنی می راند دست بلند می کند، چه اتفاقی افتاده است؟ برای روشن شدن مسئله یک کیس استادی انتخاب می کنیم. راه دور چرا؟ کیس استادی من می باشم. تا بوده و ما دیدیم و شنیدیم، «تاکسی مرسی» مخصوص دخترهای جوان با سر و گوش جنبان و قصد و غرض های آن چنان (نثر مسجع که منم! - می دانم الان به یکی باید سلام کنم ولی یادم نیست کی-) بوده که سوار یک عدد بی ام دبلیوی با صفا بشوند که آقای با قصد و غرض پسته ای! مشغول راندنش است (توجه شما را به این که سوار کننده باید مرد باشد، ماشین باید مدل بالا باشد و سوار شونده باید دختر باشد و این میان اروتیصم هم نقش ویژه ای داشته باشد، دوباره جلب می کنم). دوباره برمی گردیم به من. کدام یک از موارد ذکر شده درباره من صادق است؟ این سوالی است که نگارنده می کوشد به آن پاسخ دهد
لازم به ذکر است معیارهای زیبایی شناختی که چطور یک نفر تشخیص می دهد در آن سرعت! دستش را برای یک نفر دیگر بلند کند و آن یک نفر دیگر تشخیص می دهد که لبیک بگوید (ترمز کند) یا نه! از حوصله این بحث خارج است و خود مجالی خاص می طلبد و نگارنده در این نوشته بی خیال آن فاجعه است

فرضیه
دو حالت کلی وجود دارد
یک. آن آقا گمان می برد خانم راننده، مسافرکش شخصی است
دو. آن آقا گمان نمی برد آن خانم راننده، مسافرکش شخصی است
در حالت اول
یک. احتمال می رود آن آقا از فرنگ رجعت کرده باشد و خیال کرده باشد خانم ها برای امرار معاش، امروزه در کوچه پس کوچه های تهران مسافرکش شخصی می باشند و با مبلغ پانصد تومان تا ونک می برندش و این امری بدیهی است و معمولی و مختص آن خانم مسافرکش خط چهارراه ولیعصر نیست و همه گیر شده و اصلا از دیدن راننده اتوبوس زن در گوهردشت کرج تعجب نمی کند
در حالت دوم چند احتمال وجود دارد
یک. احتمال می رود مرد (پسر)ی که برای من دست بلند می کند که نگه دارم و سوارش کنم و نیشش تا بناگوشش باز است ، حساب خاصی روی من و خودش و پسته های احتمالی روی داشبورد ماشین من باز کرده است
دو. احتمال می رود مقاصدی چون رسیدن به مقصد، گپ زدن با یک خانم، عدم پرداخت کرایه، باحالیت خود آقا و خانم آقا سوار کن و همچنین اهداف پلیدانه ی بیپ بیپی(!) مورد نظر آن آقا باشد
سه. احتمال می رود که آن آقا گمان می کند که بسیار خوش تیپ می باشد و هیچ خانمی شانس همنشینی با او را از دست نمی دهد
چهار. احتمال می رود که وی تصور می کند من بسیار انسان دوست هستم و مردهایی که زیر آفتاب ایستادند را باید سوار کنم و بنی آدم اعضای یکدیگرند

سوال های پژوهش و پاسخ های اجمالی
سوال یک. من مرد هستم؟
پاسخ. خیر. من یک زن می باشم با قطع و یقین
سوال دو. ماشین من مدلش بالاست؟
پاسخ. خیر. من یک پراید فکسنی دارم
سوال سه. من از رانندگی کردن در خیابان ها قصد و غرض اروتیک و پسته ای دارم؟
پاسخ. خیر. اوروتیچ نمنه؟ من در حال گاز دادن برای رسیدن به کارم هستم. پسته چیه؟ دلت خوشه بابا. کو تا عید که ما دوباره پسته بخوریم؟ من اصلا اوروتیچم نمی آید توی خیابان
سوال چهار. آن آقایی که برای من دست بلند می کند، زن است؟
پاسخ. خیر. شواهد امر نشان می دهد که آن آقا مرد است. ما البته مدرکش را ندیدیم و نمی توانیم مستدل ثابت کنیم که لزوما مرد است. علاقه ای هم نداریم ببینیم! اما شواهد گویای مردی می باشند چون آن آقا روسری و نیز برجستگی محسوس(!) ندارد
پنج. پس چرا آن آقا برای این خانم که من هستم، دست بلند می کند؟
پاسخ. بنده پاسخی ندارم

تجزیه و تحلیل داده ها و جامعه آماری
اوایل من فکر می کردم اشتباه متوجه می شوم و آن آقاهای توی خیابان منظورشان با من نیست. بعد متوجه شدم وقتی آن آقاها دست تکان می دهند جز من ماشینی از جلوی آن ها رد نمی شود. مگر این که ماشین دیگر برای من نامرئی باشد که این هم با احتساب مست نبودگی اینجانب موقع رانندگی منتفی است. بعد من شروع کردم به بررسی این که وقتی یک آقایی برایم دست تکان می دهد، توی آینه نگاه کنم، ببینم با سرش مرا دنبال می کند که ببیند، ایستاده ام یا نه! مثل موقعی که به تاکسی می گوییم ونک؟ و با نگاه دنبالش می کنیم ببینیم ایستاد یا نه!؟ در کمال ناباوری دیدم بله! بر می گردند و با نیش های فراخشان نگاه می کنند مرا و کاملا انتظار دارند بایستم و به بخت خویش لگد پرانی نکنم! دست بر قضا اگر ترافیکی هم جلوتر باشد، که من ناچار به توقف بشوم، حتی چه بسا چند قدمی هم به سمت من حرکت می کنند. البته این جاست که من همیشه با آرنجم در را قفل می کنم! حاشا و کلا! حتی در این گرمای خفه کننده ظهر هم گاهی شیشه را بالا کشیدم و برای خودم پخته ام تا چراغ سبز شود. چرا که یک پرایدی چون پراید من فکسنی کولر هم ندارد

ارائه راهکار
روزی که دست بر قضا عقده های فروخورده عشقی- جنایی- پایان نامه ای- خانوادگی- دوستی- گرمایی- دانشگاهی- پاور پوینتی- کارت سوخت خانه ماندگی- موبایل شارژ نداشته گی- فحش خوردگی- مورد قهر شدن واقع شدگی- کار پیش نرفته گی- نفهمیده شدگی- مثل دور از جان شما خر توی گل واماندگی تان حسابی قلمبه و چاق شدند و دیوانه وار به سمت خانه می آیید چون گرسنه اید. احتمالا طبق معمول یک دانه از همین پسر(مرد) ها برایتان دست تکان می دهند. شما هم به تلافی تمام آن آقایان پف... و به تلافی تمام حرص های دیگرتان (توجه داشته باشید که حرص های دیگر هم لازم است چون اگر نباشند، شما به حد مورد نیاز برای از خودبیخود شدن و عصبانیت نمی رسید از چنین حرکتی و فقط شانه بالا می اندازید و می روید)، یکی از انگشتان قلمی تان را (این که کدام انگشت را نمی توانم مستقیم بگویم اما راهنمایی می کنم که قدش کمی بلندتر از بقیه باشد) را پس از نیش ترمزی که منجر می شود یک چرخش نود درجه ای به سمتتان بکند و چند قدمی هم هیکل لشش را جلو بکشد، افراشته و از پنجره بیرون آورید و به آن آقای گرمازده ی نگون بخت که لابد از نظر خودش شوخ و شنگ و با حال نیز هست، نشان می دهید و توی هوا چند بار تکان می دهید که شیرفهم بشود که چه منظوری دارید و آن گاه گازش را گرفته! و به خانه می آیید و این راهکار را پس از اطعام دل گرسنه غمگینتان در بلاگتان برای خالی نمودن حرص به خوانندگان ثابتتان توصیه می کنید

نکات مهم
آدمی که آن جور برای شما دست بلند می کند از درصد خاصی از مجنونی رنج می برد. لذا
یک. در فاصله ای بایستید که پس از دیدن انگشتتان نتواند به شما حمله کند
دو. جلویتان را ارزیابی کنید که ترافیک نباشد تا وی بتواند با دوسه قدم فیلی به شما برسد
سه. آن قدر دور نشوید که نفهمد کدام انگشتتان را نشان می دهید تا اثر انگشت تکان دادنتان از بین نرود
چهار. اگر وقتی این کار را کردید بهتان گفت جــــــــــــــون! خوب این به خاطر همان مجنونی است دیگر! کاریش نمی شود کرد
پنج. اگر پرید پشت یک موتوری و آمد کنارتان فحش داد هم دو حالت دارد
پنج- یک. شما فرار کنید و فحش بخورید و به این فکر کنید که شما هم فحشتان را دادید
پنج- دو. سر صحنه جرم بمانید و با کشیده ی آب نکشیده ای دعوا را شروع کنید و مثل زنیکه ها توی خیابان هوار بکشید و از خودتان یک میمون بسازید که من به جهت این که این صحنه را فقط دیده ام و شخصا تا به حال امتحان نکرده ام خیلی توصیه نمی کنم

با تشکر و خسته نباشید
منصف

*hitchhike

4 comments:

sun said...

:)))))))))))))))))))))))))))))) =)))))))
greattttttttttttt!

FarNice said...

کانسپت پسته رو خیلی خوب اومدی خداییش :)

ارنستو said...

جر خوردم از خنده
تیکه های پسته و اروتیچ خدا بود
راستی جدن اگه یه خانومه تو خیابون هوار حسین کنه خیلی بده؟

Donya said...

ا من نمی دونستم میشه تو بلاگت کامنت گذاشت ! خوب چرا قایمش کردی ؟ اگه فضول نبودم رو ساعت کلیک کنم بینم چی میشه هم نمی فهمیدم ! ;)