Jul 29, 2009

سرکاری ها- نمی دانم چند (عدد بده) یا ناتمام ها یا موسی کو تقی؟

یک عدد تقی گم شده است. از یابنده تقاضا می شود تقی را به نزدیک ترین صندوق پستی بیاندازد. تقی فوق الذکر یک عدد تقی با وقار و وفادار دو عالم بوده است که از پری ظهر تا کنون مراجعت نکرده است. تقی ای هم نیست که بخواهم بگویم گوشه موشه ها خوابش برده. در این باره شاعر در یکی از حزن آلود ترین لحظات زندگی ش فرموده که:

دلبر جانان من، برده دل و جان من

بعد شاعر این جا دیده آن چنان حوصله ای هم ندارد و مایل است که فقط روی همین موضوعی که در مصرع اول گفته، تاکید کند، پس در ادمه سروده:

برده دل و جان من، دلبر جانان من

خب این طوری شاعر هم فحوای حالش را گفته. هم دوبار گفته. هم دلبر جانان، او را مستترن در این جا پالیده است.

پس ما همه با هم می خوانیم که:

دلبر جانان من، برده دل و جان من

برده دل و جان من، دلبر جانان من

نگارنده به تنهایی و بدون راهنمایی کسی برای سوزناک تر شدن ماجرا به انتهای این بیت هفت عدد تقی اضافه می کند:

پس می شود:

دلبر جانان من، برده دل و جان من

برده دل و جان من، دلبر جانان من

تقی تقی تقی تقی تقی تقی تقی

(با این لحن های سماع و دراویش و فیلان و با تکان های روحانی و معنوی کله خوانده شود. چنان چه زلف لولی وشانه ندارید خواندن این بیت توصیه نمی شود)

نگارنده به روی خودش نمی آورد که چه تحریف ها که کرده نشده است. مهم تحریف نیست. مهم حال است که هست. مهم کارهای کرده نشده است که هست. که کرده می شوند. مهم استندبای امروز است که هست. که موس را تکان می دهی و نجات پیدا می کند. که اصلن لابد لازم است که هست. قضیه همان عددی ست که بالای یک پستی می وزد و اگر وزیده، حتمن باید یک دلیلی داشته باشد که وزیده وگرنه وزیدنش برای چی بود اگر تا آخر پست بلایی سر آن عدد نیاوریم؟

پ.ن

میرزا جان شما بودی یک باری نوشته بودی هزار سال پیش انگار، که می شود یک گربه سفیدی را لای ملافه های سفیدتر گم کرد و اگر همین کار را هم نشود کرد، فلان؟ اگر آره تو رو به خدا بردار توی یک خانه سفیدی لای ملافه های سفیدتری گربه ی سفیدترینی را گم کن. بعد هم فرمول گم کردنش را برای من نامه کن. من باید یک چیز نرم و نولوک خواستنی ای را گم کنم. بلد نیستم.

1 comment:

renaissance guy said...

یه چیزی که اینجا باهاش حال می کنم اینه که وقتی می نویسی کلا به هیچ جات نیست که کسی که داره می خونه هیچ نمی فهمه که کلا داری چی می گی. بنظر من این یه نکته مثبته که کسی که وبلاگ می نویسه ارادت و احترام و توجه چندانی به خواننده اش نداشته باشه. اینم بالاخره نظریه!