در این روزهایی که با تمام وجود ممکن است بخواهیم سیاهی و تباهی تجربهی جمعیمان از ایران و ایرانی بودن را بفهمیم و معنا ببخشیم، مستند کردن به عنوان مبارزهای کمخطر، مخصوصا برای ساکنین ایران، میتواند راهی برای مواجهه باشد. مقاومت در برابر سیل قدرت رسانهها و رسانههایی که در خدمت قدرت هستند، بسیار دشوار است. هرجای این خشم و رنج و مبارزه که هستیم، ممکن است بتوانیم با نوشتن و ثبت، قدم کوچکی برداریم.
من عمیقا فکر میکنم تمام تلاشها برای مستند کردن این روزها بینهایت مهمند. یکی از منابع مهمی که در تمام موزهها و کتابخانهها و تحقیقات استفاده میشود، یادداشتهای شخصیست. خاصیت یادداشتهای شخصی این است که روح زمانه را حفظ میکند، اغلب در خدمت پروپاگاندا نیست، موقع نوشتنش خاطراتمان از واقعه به خاطر تراما و مرور زمان مغشوش نشده، احساسات و خبرها دستهاول هستند و صرفا گزارش احوالیست که بیشتر بیپروا و بیمهابا نوشته شده تا آن لحظه که زندگی میکنیم را هضم کند. نوشتن از تجربهای که میکنیم و هرکجای این ظلم و جنایت که هستیم، تصویری نامنسجم از ابعاد جنایت جمهوری اسلامی میسازد، قطعات این پازل در نوشتههای ما کنار هم، یک تصویر کامل میسازد. ما به این تصویر برای دادخواهی و برای ثبت در تاریخ احتیاج داریم.
عذاب و رنج و سوگ و هراسی که هر کدام ما در تنهایی خانههایمان تجربه میکنیم، یک وضعیت اجتماعی و سیاسی و تاریخی مشترک است. ممکن است که امروز معلوم نباشد اما تجربهی ما به هم متصل است و نوشتههای میتواند گواه این اشتراک باشد.
من از هرکس هرجایی که هست، هر دستی که به نوشتن دارد، خواهش میکنم بنویسید. ثبت کنید. نوشتن نباید همراه انتشار باشد. انتشار برای بسیاری از انسانها خطرناک است. مخصوصا اگر در ایران باشند. قصدم تشویق هیچکس به هیچکار خطرناکی نیست.
حرف من فقط و فقط ثبت همزمان است.
در همین راستا لینکی میگذارم از نوشتههای شخص گمنامی که در آسو با عنوان بیز جفا چوخ چکمیشیک، روزنوشتهایی در میانهی اعتراضها منتشر شده و روایتی عینی از جنایتیست که در هفتههای گذشته در حال وقوع است.
باز هم تاکید میکنم، قطعا از این پیشنهاد مقصودم این نیست که اشخاص ساکن ایران خودشان را برای انتشار در خطر بیاندازند. نوشتن خصوصی تجارب و روایات در دفتر یادداشت شخصی در این برهه تاریخی، مبارزه است. این نوشتهها هویت و سرمایهی ما هستند.
به امید پیروزی.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر